مقاله پژوهشی
فرحناز گرگیج؛ احمد حامی؛ سعداله علیزاده؛ زانیار صمدی تودار
چکیده
در حالیکه بیشتر مطالعات محیطهای ترمیمی بر فضاهای سبز شهری، پارکها و باغها متمرکز بودهاند، نقش آرامستانها بهعنوان فضاهای معنوی و ترمیمی در بستر شهرهای ایران، بهویژه در اقلیمهای گرم و خشک، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت ترمیمی آرامستان و شناسایی مؤلفههای محیطی، معنوی و منظرین مؤثر بر ...
بیشتر
در حالیکه بیشتر مطالعات محیطهای ترمیمی بر فضاهای سبز شهری، پارکها و باغها متمرکز بودهاند، نقش آرامستانها بهعنوان فضاهای معنوی و ترمیمی در بستر شهرهای ایران، بهویژه در اقلیمهای گرم و خشک، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین ظرفیت ترمیمی آرامستان و شناسایی مؤلفههای محیطی، معنوی و منظرین مؤثر بر بازیابی روحیه بازدیدکنندگان، آرامستان بهشت محمد رسولالله (ص) زاهدان را مطالعه کرده است. این پژوهش با بهرهگیری از طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. در مرحله کیفی، 59 مصاحبه نیمهساختاریافته با مراجعهکنندگان آرامستان انجام و دادهها با روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. در مرحله کمی، مضامین استخراجشده به متغیرهای دوحالتی تبدیل و با آزمون نیکویی برازش کایدو در نرمافزار SPSS مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که از میان مؤلفههای نظریه بازیابی توجه، «دور بودن» با فراوانی 7/84 درصد (49/28χ²=، 001/0p<)، «سازگاری» با فراوانی 3/76 درصد (28/16χ²=، 001/0p<) و «شگفتی» با فراوانی 6/74 درصد (25/14χ²=، 001/0p<) دارای اثر معنادار در تجربه بازیابی روحیه بازدیدکنندگان هستند؛ در حالیکه مؤلفه «محدوده» معنادار نبود (091/0 =p). همچنین چهار مضمون اکتشافی شامل «اوقات فراغت» (1/83 درصد)، «تقدسبخشی» (3/76 درصد)، «تجلی آیین» (9/72 درصد) و «نوعدوستی» (2/54 درصد) شناسایی شد که سه مورد نخست از نظر آماری معنادار بودند (001/0p<). یافتهها نشان دادند که تجربه ترمیم روانی در آرامستان مورد مطالعه صرفاً متکی بر عناصر طبیعی نیست، بلکه مؤلفههایی نظیر سکوت، خلوت، معنویت، یادآوری مرگ و تأمل در زندگی نیز نقش تعیینکنندهای در بازیابی روحیه ایفا میکنند.
مقاله پژوهشی
پروانه سبحانی؛ افشین دانه کار
چکیده
تغییرات کاربری اراضی ناشی از توسعه فعالیتهای انسانی یکی از مهمترین تهدیدهای مناطق شهری به شمار میرود. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی روند تغییرات پوشش/کاربری اراضی منطقه ۲۲ شهرداری تهران طی دوره ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵ و پیشبینی الگوی تغییرات تا سال ۲۰۴۱ با استفاده از مدل ترکیبی CA–Markov انجام شد. ابتدا نقشههای پوشش/کاربری اراضی ...
بیشتر
تغییرات کاربری اراضی ناشی از توسعه فعالیتهای انسانی یکی از مهمترین تهدیدهای مناطق شهری به شمار میرود. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف بررسی روند تغییرات پوشش/کاربری اراضی منطقه ۲۲ شهرداری تهران طی دوره ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵ و پیشبینی الگوی تغییرات تا سال ۲۰۴۱ با استفاده از مدل ترکیبی CA–Markov انجام شد. ابتدا نقشههای پوشش/کاربری اراضی برای سالهای ۱۹۹۵ و ۲۰۲۵ تهیه و روند تغییرات کلاسهای مختلف اراضی تحلیل شد. سپس با بکارگیری مدل CA–Markov، تغییرات آینده شبیهسازی و اعتبار مدل با استفاده از ضریب کاپا ارزیابی شد. نتایج نشان داد اراضی انسانساخت از 11/2572 هکتار در سال ۱۹۹۵ به 46/2827 هکتار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته و بیشترین روند افزایشی را داشته است. در مقابل، اراضی بایر از 52/2780 به 8/2391 هکتار کاهش یافته است. همچنین، منابع آبی و پوششهای گیاهی روندی افزایشی و اراضی کشاورزی روند کاهشی را طی دوره مطالعه نشان میدهد. ضریب کاپای 88/0 نیز دقت مطلوب مدل را در پیشبینی تغییرات تأیید میکند. بر اساس نتایج شبیهسازی، اراضی انسانساخت تا سال ۲۰۴۱ به 4/2890 هکتار افزایش یافته و اراضی بایر به ۲۲۸۷ هکتار کاهش خواهد یافت. این روند بیانگر تداوم گسترش کاربریهای انسانساخت در سالهای آینده و تشدید فشار بر منابع سرزمینی در اثر رشد جمعیت و تمرکز فعالیتهای اقتصادی و کالبدی است. ازاینرو، کاهش پیامدهای نامطلوب تغییرات پوشش/کاربری اراضی مستلزم برنامهریزی کارآمد، مدیریت یکپارچه و بهرهبرداری پایدار از منابع سرزمینی است. یافتههای این پژوهش میتواند مبنایی برای تصمیمگیری، کنترل توسعه فعالیتهای انسانی و تدوین راهبردهای مدیریت شهری در راستای تحقق توسعه پایدار باشد.
مقاله پژوهشی
سمانه دهقان؛ حامد بیتی؛ فرهاد احمدنژاد؛ آزیتا بلالی اسکوئی
چکیده
طراحی مسکن مطلوب نیازمند شناخت دقیق کاربران و درک تغییرات نیازهای آنان در بسترهای اجتماعی و فرهنگی است. یکی از عوامل مؤثر در این زمینه، تفاوتهای بیننسلی است که بر شکلگیری ترجیحات فضایی و کالبدی ساکنان تأثیر میگذارد. هدف این پژوهش، تبیین ترجیحات کالبدی معماری در حوزه مسکن با تمرکز بر نقش تفاوتهای میاننسلی در شهرستان ارومیه ...
بیشتر
طراحی مسکن مطلوب نیازمند شناخت دقیق کاربران و درک تغییرات نیازهای آنان در بسترهای اجتماعی و فرهنگی است. یکی از عوامل مؤثر در این زمینه، تفاوتهای بیننسلی است که بر شکلگیری ترجیحات فضایی و کالبدی ساکنان تأثیر میگذارد. هدف این پژوهش، تبیین ترجیحات کالبدی معماری در حوزه مسکن با تمرکز بر نقش تفاوتهای میاننسلی در شهرستان ارومیه است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و پیمایش میدانی گردآوری شده و ابزار اصلی، پرسشنامهای محققساخته بوده که روایی آن به تأیید خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰.۹۰۲ تثبیت شده است. جامعه آماری شامل چهار نسل ساکن ارومیه (ازدیاد اولاد، نسل X، نسل هزاره و نسلZ ) است. حجم نمونه ۳۸۴ نفر بوده که با روش نمونهگیری طبقهای–خوشهای انتخاب شدهاند. تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS و آزمونهای ANOVA، ANCOVA و رگرسیون چندمتغیره انجام شد. یافتهها نشان میدهد سازگاری درونی گویهها مطلوب است و تفاوت معناداری میان نسلها در ترجیحات کالبدی مسکن وجود دارد (74/18 F=، 10/0p<. این تفاوتها بهویژه در ابعاد کالبدی - عملکردی و کالبدی - محیطی برجسته است. نسلهای جوانتر تمایل بیشتری به انعطافپذیری فضایی، عملکردهای چندگانه و هوشمندسازی دارند و نسلهای مسنتر بر سلسلهمراتب فضایی، حریم و تفکیک عملکردی تأکید میکنند. همچنین نتایج نشان میدهد متغیر نسل حتی با کنترل عوامل اقتصادی - اجتماعی، همچنان اثر معناداری بر ترجیحات کالبدی مسکن دارد و به عنوان قویترین پیشبینیکننده ترجیحات کالبدی شناسایی شد.
مقاله پژوهشی
مهدی صالحی؛ بهروز صالحی؛ سیما فردوسیان
چکیده
مهاجرت بیرویه به عنوان چالشی اجتماعی توجه پژوهشگران را در دهههای اخیر به خود جلب کرده است و هدف این پژوهش یافتن عواملی است که رابطه معناداری با مهاجرت از نواحی روستایی شهرستان درهشهر واقع در استان ایلام داشته باشند. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است. در جمعآوری اطلاعات از دو روش ...
بیشتر
مهاجرت بیرویه به عنوان چالشی اجتماعی توجه پژوهشگران را در دهههای اخیر به خود جلب کرده است و هدف این پژوهش یافتن عواملی است که رابطه معناداری با مهاجرت از نواحی روستایی شهرستان درهشهر واقع در استان ایلام داشته باشند. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و نوع پژوهش کاربردی است. در جمعآوری اطلاعات از دو روش مطالعات کتابخانهای و روش میدانی (پرسشنامه) استفاده شده است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 385 نفر استخراج شد و این تعداد از بین 66 روستا مربوط به شهرستان درهشهر به صورت نمونهگیری خوشهای و تصادفی انتخاب شدند. پژوهش حاضر به بررسی رابطه رضایت از عوامل کالبدی (رضایت از کالبد واحد مسکونی، رضایت از کالبد روستا، رضایت از امکانات روستا)، پایداری اجتماعی، پایداری زیست محیطی و پایداری اقتصادی با عامل تمایل به مهاجرت با استفاده از پرسشنامه و نرم افزارهای Spss2025 وSmartPLS3 پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد رضایت از کالبد واحد مسکونی، کالبد روستا، امکانات اولیه روستا، پایداری اجتماعی، پایداری اقتصادی و پایداری زیست محیطی به ترتیب بیشترین رابطه را با میزان تمایل به مهاجرت از روستا دارند و با افزایش رضایتمندی مردم از عوامل فوق میزان تمایل مردم به مهاجرت از روستا کاهش می یابد. در پژوهش حاضر با ترکیب متغیرهای ذکر شده مدلی ارائه گردیده است که دارای ضریب تعیین (66/0R2=) میباشد و نشان میدهد میزان تغییرات متغیر تمایل به مهاجرت و به میزان 66 درصد بهوسیله مدل ارائه شده و تحت تاثیر متغیرهای مستقل مدل ارائه شده تبیین میشود.
مقاله پژوهشی
عطاءاله زرفشان
چکیده
با توجه به رشد سریع شهرنشینی و چالشهای مصرف انرژی در ساختمانها، بهینهسازی عملکرد حرارتی پوسته ساختمانها به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. این پژوهش با هدف خوانش و بهینهسازی عملکرد حرارتی جدارههای خارجی در اقلیم سرد و کوهستانی، شهر بناب در استان آذربایجان شرقی را به عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته است. در ایران، حدود ...
بیشتر
با توجه به رشد سریع شهرنشینی و چالشهای مصرف انرژی در ساختمانها، بهینهسازی عملکرد حرارتی پوسته ساختمانها به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. این پژوهش با هدف خوانش و بهینهسازی عملکرد حرارتی جدارههای خارجی در اقلیم سرد و کوهستانی، شهر بناب در استان آذربایجان شرقی را به عنوان مطالعه موردی در نظر گرفته است. در ایران، حدود 40 درصد از مصرف انرژی نهایی در بخش ساختمانها صرف میشود که سهم قابل توجهی از آن مربوط به سرمایش و گرمایش فضاهای زندگی است. در این تحقیق، با استفاده از ترکیب دادههای میدانی و شبیهسازیهای کامپیوتری در نرمافزار Design Builder، عملکرد حرارتی چندین نمونه ساختمان مسکونی در شهر بناب مورد بررسی قرار گرفته است. تمامی بخشهای دیوارهای خارجی با مصالح مختلف شامل بلوک سفال، بلوک لیکا، بلوک AAC و همچنین نسبتهای مختلف نما به دیوار در محدوده 15-45 درصد تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که ترکیب بلوک AAC با عایق حرارتی پلیاستایرن اکسترود شده (XPS) به عنوان بهترین مصالح برای دیوارهای خارجی در این اقلیم شناسایی شد که منجر به کاهش 42 درصدی مصرف انرژی در مقایسه با دیوارهای سفالی استاندارد میشود. همچنین محدوده پیشنهادی برای ضریب نورگیری در بناب 25-35 درصد است که ضمن کمینهسازی مصرف انرژی، دسترسی کافی به نور طبیعی را نیز تضمین میکند. این پژوهش با تأکید بر زمینههای محلی و استفاده از دادههای میدانی، راهکارهای عملی و کاربردی را برای معماران، مهندسان و سیاستگذاران در زمینه طراحی ساختمانهای انرژیکارآمد در مناطق سرد و کوهستانی ارائه میدهد.
مقاله پژوهشی
پرویز سلیمانی مقدم؛ ایمان مخدوم
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش حکمروایی خوب شهری در کاهش نابرابریهای اجتماعی در کلانشهر اهواز با استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره فازی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی-نظری و از نظر روش توصیفی-تحلیلی پیمایشی است. دادهها از طریق روش کتابخانهای و میدانی (پرسشنامههای مقایسات زوجی تکمیلشده توسط 10 نفر از خبرگان مدیریت شهری و ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش حکمروایی خوب شهری در کاهش نابرابریهای اجتماعی در کلانشهر اهواز با استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره فازی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی-نظری و از نظر روش توصیفی-تحلیلی پیمایشی است. دادهها از طریق روش کتابخانهای و میدانی (پرسشنامههای مقایسات زوجی تکمیلشده توسط 10 نفر از خبرگان مدیریت شهری و اساتید دانشگاهی) جمعآوری گردید. برای وزندهی به معیارهای اصلی و شاخصها از مدل تحلیل سلسلهمراتبی فازی (Fuzzy AHP) با رویکرد میانگین هندسی باکلی استفاده شد. سپس به منظور رتبهبندی نهایی شاخصها براساس میزان تأثیرگذاری در کاهش نابرابریهای اجتماعی، از تکنیک تاپسیس فازی (Fuzzy TOPSIS) بهره گرفته شد. یافتهها نشان داد که از میان سه معیار اصلی (حکمروایی، خدمات شهری و عدالت اجتماعی)، معیار «حکمروایی» با وزن نرمال شده 565/0 بیشترین اهمیت را دارد. در مرحله وزندهی با AHP فازی، شاخص «شفافیت و دسترسی به اطلاعات» بیشترین وزن نهایی (210/0) را کسب کرد، اما در رتبهبندی نهایی TOPSIS فازی، شاخص «قانونمندی» با ضریب شباهت 517/0 در رتبه اول، «پاسخگویی» با 445/0 در رتبه دوم و «شفافیت» با 432/0 در رتبه سوم قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن است که بهبود اصول بنیادین حکمروایی (قانونمندی، پاسخگویی و شفافیت) نسبت به صرفاً توسعه خدمات فیزیکی شهری، تأثیر بیشتری در کاهش نابرابریهای اجتماعی در اهواز دارد. بر این اساس، پیشنهاد میشود شهرداری اهواز قوانین شهری را با تأکید بر شفافیت و پاسخگویی بازنگری کرده، آموزشهای شهروندی را گسترش دهد و مدل ترکیبی AHP-TOPSIS فازی را به عنوان ابزاری مستمر در برنامهریزیهای کاهش نابرابری به کار گیرد.
مقاله پژوهشی
عارفه علی اکبری؛ اسماعیل علی اکبری؛ مصطفی طالشی
چکیده
مجتمعهای کلان تجاری بهعنوان یکی از مهمترین عناصری شهری نقش برجستهای در تحققپذیری پایداری در کلان شهرها را برعهده دارند. البته بکارگیری این عناصرشهری نیازمند شناخت ساختاری -کارکردی در نظام توسعه شتابان در کلان شهرهای ایرانی است. کلان شهر مشهد با رشد شتابان در دهههای اخیر دچار از هم گسیختهای در نظام کاربریهای شهری ...
بیشتر
مجتمعهای کلان تجاری بهعنوان یکی از مهمترین عناصری شهری نقش برجستهای در تحققپذیری پایداری در کلان شهرها را برعهده دارند. البته بکارگیری این عناصرشهری نیازمند شناخت ساختاری -کارکردی در نظام توسعه شتابان در کلان شهرهای ایرانی است. کلان شهر مشهد با رشد شتابان در دهههای اخیر دچار از هم گسیختهای در نظام کاربریهای شهری و در پی آن بروز ناپایداری شهری در فضاهای محلی-منطقهای را درپی داشته است. این پژوهش بنا دارد که با رویکرد ساختاری _کارکردی نقش و عملکرد این مجتمعهای تجاری را در پایداری شهری مورد ارزیابی قرار دهد. تحقیق حاضر از نظر روششناسی توصیفی- تحلیلی و از لحاظ هدف، از نوع تحقیق کاربردی است. پس از سازماندهی اطلاعات در مولفههای پایداری شهری برای تحلیل یافتهها از نرمافزار GIS و SPSS و مدل تصمیمگیری چندمعیاره مارکوس استفاده شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که پایداری ساختاری-کارکردی مجتمعهای تجاری کلانشهر مشهد بر اساس شش بعد کالبدی-فضایی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی-فراغتی، مدیریتی-سیاسی و زیستمحیطی بررسی شده است. شاخص ساختاری با میانگین 97/2 نسبت به شاخص کارکردی با میانگین 60/2 وضعیت بهتری دارد، اما بهبود قابل توجهی در بعد کارکردی، بهویژه در زمینه مدیریت انرژی، خدمات و بهرهبرداری بهینه از فضاها ضروری است. علاوه بر این، ابعاد زیستمحیطی و فرهنگی-فراغتی نیازمند تقویت برای ارتقاء کیفیت زندگی و جذب مشتریان هستند. نتایج رتبهبندی با مدل تصمیمگیری چندمعیاره مارکوس نشان داد که مجتمع آرمیتاژ با 825/0 Fk = بیشترین پایداری را دارد. این یافتهها تأکید میکند که تحقق پایداری جامع مستلزم توجه همزمان به تمام ابعاد ساختاری و کارکردی است.