با همکاری مشترک دانشگاه پیام نور و انجمن جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکترای جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 دانشیارگروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

10.30473/psp.2026.77449.2802

چکیده

پژوهش حاضر با هدف شناسایی، تحلیل ساختاری و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر شکل‌گیری رهیافت روستای هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء در ایران انجام شده است. مسئله اصلی، فقدان چارچوبی یکپارچه برای تبیین روابط متقابل میان مؤلفه‌های فناورانه، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی و تعیین میزان اثرگذاری آن‌ها در بستر روستاهای کشور است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث روش توصیفی–تحلیلی است. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و اخذ نظر خبرگان حوزه برنامه‌ریزی روستایی (30 نفر) گردآوری شد و با بهره‌گیری از روش دلفی، مؤلفه‌های کلیدی استخراج گردید. سپس برای تحلیل روابط علّی و تعیین میزان اثرگذاری و اثرپذیری عوامل از تکنیک DEMATEL و برای وزن‌دهی و اولویت‌بندی نهایی از فرایند تحلیل شبکه‌ای (ANP) استفاده شد. نتایج DEMATEL نشان داد کشاورزی هوشمند، انرژی هوشمند و اقتصاد هوشمند به ترتیب با اثرگذاری 001/1، 137/0 و 087/0 نقش پیشران در شبکه روابط دارند و در زمره عوامل علی قرار می‌گیرند. با این حال، نتایج سوپرماتریس حد در ANP بیانگر آن است که محیط هوشمند بیشترین وزن نهایی (27032/0) را به خود اختصاص داده و پس از آن کشاورزی هوشمند 19688/0) و سلامت هوشمند (16148/0) در رتبه‌های بعدی قرار دارند. در سطح زیرمعیارها نیز فناوری‌های مرتبط با پایش محیطی، مدیریت هوشمند منابع و سلامت دیجیتال بیشترین اولویت را کسب کرده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد تحقق روستای هوشمند مبتنی بر اینترنت اشیاء مستلزم تقویت زیرساخت‌های محیطی و فناورانه، تمرکز بر کشاورزی و سلامت هوشمند و ایجاد هماهنگی نهادی در سطح محلی است.

کلیدواژه‌ها