سیدمهدی موسی کاظمی؛ مصطفی طالشی؛ حسین رحیمی؛ مسعود توفیقی؛ علی حامد مقدم
چکیده
شهرها با سرعت بیسابقهای در حال رشد هستند. این موضوع چالشهای بزرگی را برای مدیران و سیاستگذران ملی و محلی از لحاظ کیفیت محیط زندگی شهری ایجاد میکند. این چالشها به ویژه برای سیاست گذاران و برنامهریزان شهری بسیار اهمیت دارد. این تحقیق با طرح این سوال که کیفیت محیط زندگی شهری در مناطق کلانشهر مشهد چه وضعیتی دارد با روش توصیفی – تحلیلی ...
بیشتر
شهرها با سرعت بیسابقهای در حال رشد هستند. این موضوع چالشهای بزرگی را برای مدیران و سیاستگذران ملی و محلی از لحاظ کیفیت محیط زندگی شهری ایجاد میکند. این چالشها به ویژه برای سیاست گذاران و برنامهریزان شهری بسیار اهمیت دارد. این تحقیق با طرح این سوال که کیفیت محیط زندگی شهری در مناطق کلانشهر مشهد چه وضعیتی دارد با روش توصیفی – تحلیلی در ترکیب با روش پیمایش میدانی و نظرسنجی از خبرگان، مؤلفههای کلیدی کیفیت زندگی شهری در مناطق )سه منطقه منتخب و سه محله در هر منطقه( را اولویتبندی کرده است. در نهایت، با پیمایشی بر روی شهروندان مشهدی، کیفیت زندگی شهری سنجش شده است. شاخصهای کیفیت محیط شهری مناطق و محلههای متخب شهر مشهد در شش حوزه کالبدی، اقتصادی، حملونقل، اجتماعی، نهادی و زیست محیطی )بر اساس مدل مفهومی تحقیق( نشان میدهد که مناطق و محلههای مختلف کلانشهر مشهد وضعیت یکسان ندارند .این نابرابریها در دسترسی به خدمات اساسی مانند مسکن، آموزش، مراقبتهای بهداشتی، حمل و نقل و فرصتهای شغلی خود را نشان میدهد و کیفیت زندگی ساکنان، به ویژه در مناطق کمبرخوردار )منطقه 5( به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار میگیرد. منطقه 1 به طور کلی، کیفیت محیط زیست مطلوبتری را نسبت به دو منطقه دیگر) 5 و 11( نشان میدهد. این وضعیت در محلههای منتخب در هر منطقه هم قابل مشاهده است.
سیدمهدی موسی کاظمی؛ رستم صابری فر؛ حسین رحیمی؛ نرگس سادات رضوی
چکیده
بهبود کیفیت و شرایط زیستی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری، نیازمند ارائه راهبردهای متناسب با وضعیت و ویژگیهای هر بافت است. در این پژوهش، وضعیت موجود بافتهای ناکارآمد شهر نیشابور از بعد کالبدی، بررسی و مورد مقایسه قرار گرفته است. این بافتها در دو دسته جداگانه شامل بافت میانی (و تاریخی) و بافت حاشیهای مطالعه شده است. روش تحقیق، ...
بیشتر
بهبود کیفیت و شرایط زیستی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری، نیازمند ارائه راهبردهای متناسب با وضعیت و ویژگیهای هر بافت است. در این پژوهش، وضعیت موجود بافتهای ناکارآمد شهر نیشابور از بعد کالبدی، بررسی و مورد مقایسه قرار گرفته است. این بافتها در دو دسته جداگانه شامل بافت میانی (و تاریخی) و بافت حاشیهای مطالعه شده است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از تکنیک SWOT به تحلیل و ارزیابی وضعیت موجود پرداخته شده و با اعمال نظرات خبرگان، راهبردهای اولویتدار مداخله در بافت، تعیین گردیده است. برای شناسایی راهبردهای اولویتدار بازآفرینی، از روش ACCEPT و نظرات متخصصان بهره گرفته شده است. براساس مراحل انجام شده، در بافت میانی (و تاریخی) هفت راهبرد و در بافت حاشیهای چهار راهبرد به عنوان اولویتها تعیین گردیدهاند. با توجه به امتیاز مطلوبیت، در بافت میانی (و تاریخی)، "فعال سازی توانها و خدمات گردشگری، تاریخی و فرهنگی و مذهبی در بافت و پیرامون عناصر موجود" و در بافت حاشیهای، "تشویق ساکنان به سنددار کردن املاک و واحدها و ارائه تسهیلاتی در این زمینه" به عنوان مهمترین اولویت بعد کالبدی، تعیین شده است. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که شرایط بافتهای ناکارآمد نیشابور از نظر وضعیت موجود در دو بافت میانی (و تاریخی) و حاشیهای ، با یکدیگر تفاوت دارند و لذا لازم است راهبردهای بازآفرینی متناسب با شرایط موجود در هر بافت، اتخاذ شود.
مصطفی طالشی؛ حسین امجد یزدی؛ حسین رحیمی
چکیده
آرامستانها یکی از عناصر اثربخش در چیدمان ساختار فضایی سکونتگاه انسانی و بهویژه شهرهای ایرانی است. رویکرد توسعه فرهنگی- اجتماعی آرامستانها با افزایش میزان تعاملات اجتماعی و حضورپذیری شهروندی موجب سرزندگی شهری فضاهای شهری میشود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با توجه به ماهیت کارکردی آن از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده ...
بیشتر
آرامستانها یکی از عناصر اثربخش در چیدمان ساختار فضایی سکونتگاه انسانی و بهویژه شهرهای ایرانی است. رویکرد توسعه فرهنگی- اجتماعی آرامستانها با افزایش میزان تعاملات اجتماعی و حضورپذیری شهروندی موجب سرزندگی شهری فضاهای شهری میشود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و با توجه به ماهیت کارکردی آن از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. در پژوهش حاضر، شیوه جمعآوری اطلاعات اسنادی و نیز پیمایشی بوده و برای تجزیه و تحلیل دادههای کمی از نرمافزار ArcGIS و مدلهایی نظیر تحلیل خوشهای (Group Analysis) و درونیابی (IDW) استفاده شده است. به منظور شناخت و تدقیق نواحی فرهنگی آرامستانها در کلان شهر مشهد از شاخصهایی دسترسی همچون حرم مطهر امام رضا، جاذبهها ومناطق نمونه گردشگری، آثار تاریخی، مراکز اقامتی و سایر امکانات و خدمات شهروندی استفاد شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که مجموعههای حرم مطهر رضوی، گنبد خشتی، گنبد سبز و خواجهربیع به عنوان ناحیه فرهنگی یک، یاسر و ناصر به عنوان ناحیه فرهنگی دو، خواجه مراد و خواجه اباصلت به عنوان ناحیه فرهنگی سه و میامی به عنوان ناحیه فرهنگی چهار قابل شناسایی است. به منظور افزایش نقشآفرینی نواحی فرهنگی آرامستانها در سرزندگی شهری کلانشهر مشهد، الگوی بومی باغمزار برای ارتقای هویت ایرانی در آرامستانهای تاریخی و طرحریزی تأسیسات و تجهیزات گردشگری از طریق پیوند فضایی-عملکردی نواحی آرامستانهای تاریخی ناحیه شهری مشهد با حرم مطهر رضوی در توسعه اجتماعی-فرهنگی آرامستانهای شهری مؤثر است.