مهرداد رمضانی پور؛ مهدی موسوی نژاد؛ کیا بزرگمهر؛ امنه حقزاد
چکیده
شهرهای ساحلی استان مازندران با دارا بودن جاذبههای طبیعی، اقتصادی و گردشگری، در طی سالهای اخیر رشد بسیاری را متأثر از رشد جمعیت شناور و ورود مهاجران و گردشگران تجربه کردهاند و با مسائل و مشکلات متعدی چون ساختوساز بیرویه در نوار ساحلی، رشد افقی و گسترش بیضابطه شهرها به سمت اراضی کشاورزی، تغییرات زیاد در ساختار فضایی ...
بیشتر
شهرهای ساحلی استان مازندران با دارا بودن جاذبههای طبیعی، اقتصادی و گردشگری، در طی سالهای اخیر رشد بسیاری را متأثر از رشد جمعیت شناور و ورود مهاجران و گردشگران تجربه کردهاند و با مسائل و مشکلات متعدی چون ساختوساز بیرویه در نوار ساحلی، رشد افقی و گسترش بیضابطه شهرها به سمت اراضی کشاورزی، تغییرات زیاد در ساختار فضایی و کالبدی شهر و عدم توسعه فضاهای عمومی متناسب با توسعه فضاهای خصوصی و اقتصادی روبرو هستند. این پژوهش باهدف بررسی نقش تحولات کالبدی شهرهای ساحلی ناحیه غربی استان مازندران بر سرزندگی فضاهای عمومی انجام پذیرفت. روش مطالعه حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت توصیفی- تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شهروندان شهرهای ساحلی نوشهر، چالوس، تنکابن و رامسر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 382 نفر تعیین که با استفاده از روش نمونهگیری احتمالی طبقهبندیشده از میان جامعه آماری انتخابشدهاند. روش گردآوری اطلاعات بهصورت پیمایشی و مهمترین ابزار آن پرسشنامه است. نتایج پژوهش حاکی از آن است وضعیت تحولات کالبدی شهرهای موردمطالعه در زمینههای توجه به سرانه و استاندارد در طراحی و ایجاد فضاهای شهری و ساماندهی سیما و منظر فضاهای شهری در حد مطلوب ارزیابیشده و در زمینه سرزندگی فضای عمومی، عواملی چون اختلاط کاربریها، نظام دسترسی و تعاملات اجتماعی در طراحی و ایجاد فضاهای عمومی کمتر از سایر عوامل توجه شده است. بر اساس مدل رگرسیون، مؤلفههای توجه به سیما و منظر شهری، توسعه امکانات و خدمات، افزایش سطح اشغال و تغییر چشمانداز طبیعی، میزان بهرهگیری از توسعه درونی شهر، آلودگی محیطی، کاربری کالبد شهر و افزایش تقاضای زمین، تأثیر معناداری بر سرزندگی فضاهای عمومی دارد. بر اساس مدل ساختاری تحقیق، مؤلفه تحولات کالبدی بر مؤلفههای وجود آسایش اجتماعی و روانی، جذابیت و تنوع کالبدی و بصری و نظام دسترسی دارای بیشترین اثرگذاری و بر روی مؤلفههای تعاملات اجتماعی و تنوع و انعطافپذیری کاربریها و فعالیت دارای کمترین اثرگذاری بوده است.