امیررضا بیرانوند؛ امیر طیبی
چکیده
شبکه معابر شهری بهعنوان ستون فقرات ساختار کالبدی شهرها، نقش محوری در توسعه کالبدی، بهبود دسترسیپذیری و کاهش نابرابریهای فضایی ایفا میکند. این پژوهش با رویکرد چندمقیاسه، شبکه معابر شهر خرمآباد را از طریق روشهای Space Syntax و خوشهبندی K-Means تحلیل میکند تا الگوهای فضایی مؤثر بر توسعه کالبدی در مقیاسهای محلی، میانی و کلان شناسایی ...
بیشتر
شبکه معابر شهری بهعنوان ستون فقرات ساختار کالبدی شهرها، نقش محوری در توسعه کالبدی، بهبود دسترسیپذیری و کاهش نابرابریهای فضایی ایفا میکند. این پژوهش با رویکرد چندمقیاسه، شبکه معابر شهر خرمآباد را از طریق روشهای Space Syntax و خوشهبندی K-Means تحلیل میکند تا الگوهای فضایی مؤثر بر توسعه کالبدی در مقیاسهای محلی، میانی و کلان شناسایی شوند. هدف پژوهش، بررسی تغییر نقش معابر در شکلدهی به گسترش مناطق مسکونی، تجاری و زیرساختهای شهری با گسترش مقیاس تحلیل است. دادههای اولیه از پایگاه OpenStreetMap استخراج شده و معابر بهصورت خطوط محوری در نرمافزار DepthmapX مدلسازی شدند. شاخصهای کلیدی شامل یکپارچگی، انتخاب و اتصالپذیری در هر مقیاس محاسبه و تحلیل شدند. نتایج نشان میدهد که در مقیاس محلی، معابری با دسترسی بالا (۵۵ درصد خطوط) محورهای اصلی حرکت و دسترسی به خدمات محلی را تشکیل میدهند؛ در مقیاس میانی، معابر با پیوستگی بالا (۴۸ تا ۵۲ درصد) تعادلبخش جریان ترافیک و اتصال بینمنطقهای هستند؛ و در مقیاس کلان، معابری با انتخاب بالا (۵۵ درصد) ارتباطات گسترده شهری را پشتیبانی میکنند و به توسعه زیرساختهای کلیدی کمک مینمایند. با این حال، نبود دادههای ترافیکی واقعی، تأیید عملکرد معابر را محدود کرد. این یافتهها امکان ارائه راهکارهایی نظیر تقویت معابر میانی، بهبود زیرساختهای ترافیکی و ارتقای دسترسی در مناطق حاشیهای را برای توسعه کالبدی متعادل فراهم میکند. این پژوهش چارچوبی نوین برای بهینهسازی شبکه معابر در شهرهای درحالتوسعه ارائه میدهد و پیشنهاد میکند در مطالعات آتی، از دادههای GPS یا شمارش ترافیک در شهرهای مشابه با ویژگیهای توپوگرافی کوهستانی و در مقیاسهای چندگانه استفاده شود.
شاه بختی رستمی؛ فاطمه رستمی؛ احسان جباری
چکیده
علیرغم قابلیتهای فراوان آمار فضایی در مدلسازی و تبیین عوارض مختلف محیطی و شناسایی الگوهای حاکم بر پراکندگی آنها، در مطالعات پیشین از این قابلیتها استفادهی چندانی به ویژه در حوزهی مطالعات آب به عمل نیامده است. هدف مطالعه حاضر مدلسازی الگوهای حاکم بر پراکندگی چاههای آب در حوضه آبریز ماهیدشت در استان کرمانشاه ...
بیشتر
علیرغم قابلیتهای فراوان آمار فضایی در مدلسازی و تبیین عوارض مختلف محیطی و شناسایی الگوهای حاکم بر پراکندگی آنها، در مطالعات پیشین از این قابلیتها استفادهی چندانی به ویژه در حوزهی مطالعات آب به عمل نیامده است. هدف مطالعه حاضر مدلسازی الگوهای حاکم بر پراکندگی چاههای آب در حوضه آبریز ماهیدشت در استان کرمانشاه با استفاده از آمار فضایی است. مبنای مورد استفاده برای شناسایی این الگوها «موقعیت» و «مقادیر» چاهها است که برای انجام آن از پنج تکنیک رایج در آمار فضایی از جمله میانگین نزدیکترین همسایه، آمار عمومی G، شاخص موران I، ترسیم خوشه و ناخوشه و تعیین کانونهای داغ/سرد استفاده شده است. دادههای مورد استفاده در این پژوهش از شرکت سهامی آب منطقهای استان کرمانشاه اخذ شده است. نتایج این تحقیق نشان داد که الگوی حاکم بر پراکندگی چاههای کشاورزی والگوی حاکم بر پراکندگی مقادیر زیاد (عمق زیاد چاهها) در حوضه آبریز ماهیدشت از الگوی خوشهای پیروی میکنند. الگوی کلی پراکندگی چاههای حوضهی مورد بررسی از دهه 1330 تا دهه 1380 از تصادفی به خوشهای تبدیل شده است. تحلیلهای مربوط به خوشه و ناخوشه و کانونهای داغ و سرد نیز نشاندهندۀ بحرانی بودن مناطق شمال و شمالشرقی حوضه به لحاظ برداشت بیرویهی منابع آب زیرزمینی هستند.