پرویز سلیمانی مقدم؛ ایمان مخدوم
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش حکمروایی خوب شهری در کاهش نابرابریهای اجتماعی در کلانشهر اهواز با استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره فازی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی-نظری و از نظر روش توصیفی-تحلیلی پیمایشی است. دادهها از طریق روش کتابخانهای و میدانی (پرسشنامههای مقایسات زوجی تکمیلشده توسط 10 نفر از خبرگان مدیریت شهری و ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش حکمروایی خوب شهری در کاهش نابرابریهای اجتماعی در کلانشهر اهواز با استفاده از مدلهای تصمیمگیری چندمعیاره فازی است. پژوهش از نظر هدف کاربردی-نظری و از نظر روش توصیفی-تحلیلی پیمایشی است. دادهها از طریق روش کتابخانهای و میدانی (پرسشنامههای مقایسات زوجی تکمیلشده توسط 10 نفر از خبرگان مدیریت شهری و اساتید دانشگاهی) جمعآوری گردید. برای وزندهی به معیارهای اصلی و شاخصها از مدل تحلیل سلسلهمراتبی فازی (Fuzzy AHP) با رویکرد میانگین هندسی باکلی استفاده شد. سپس به منظور رتبهبندی نهایی شاخصها براساس میزان تأثیرگذاری در کاهش نابرابریهای اجتماعی، از تکنیک تاپسیس فازی (Fuzzy TOPSIS) بهره گرفته شد. یافتهها نشان داد که از میان سه معیار اصلی (حکمروایی، خدمات شهری و عدالت اجتماعی)، معیار «حکمروایی» با وزن نرمال شده 565/0 بیشترین اهمیت را دارد. در مرحله وزندهی با AHP فازی، شاخص «شفافیت و دسترسی به اطلاعات» بیشترین وزن نهایی (210/0) را کسب کرد، اما در رتبهبندی نهایی TOPSIS فازی، شاخص «قانونمندی» با ضریب شباهت 517/0 در رتبه اول، «پاسخگویی» با 445/0 در رتبه دوم و «شفافیت» با 432/0 در رتبه سوم قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن است که بهبود اصول بنیادین حکمروایی (قانونمندی، پاسخگویی و شفافیت) نسبت به صرفاً توسعه خدمات فیزیکی شهری، تأثیر بیشتری در کاهش نابرابریهای اجتماعی در اهواز دارد. بر این اساس، پیشنهاد میشود شهرداری اهواز قوانین شهری را با تأکید بر شفافیت و پاسخگویی بازنگری کرده، آموزشهای شهروندی را گسترش دهد و مدل ترکیبی AHP-TOPSIS فازی را به عنوان ابزاری مستمر در برنامهریزیهای کاهش نابرابری به کار گیرد.
حسین حاتمی نژاد؛ مسعود مدانلوجویباری؛ کورش اخوان حیدری
چکیده
زیستپذیری شهری گفتمانی نیرومند را در توسعهی شهری و طراحی شهری بازتاب میدهد که در پیشینهی برنامهریزی شهری رواج پیدا کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل شاخصهای منتخب زیستپذیری کالبدی در مناطق کلانشهر اهواز صورت گرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی و دادهها و اطلاعات به دو ...
بیشتر
زیستپذیری شهری گفتمانی نیرومند را در توسعهی شهری و طراحی شهری بازتاب میدهد که در پیشینهی برنامهریزی شهری رواج پیدا کرده است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف تحلیل شاخصهای منتخب زیستپذیری کالبدی در مناطق کلانشهر اهواز صورت گرفته است. این پژوهش از نوع کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی و دادهها و اطلاعات به دو روش کتابخانهای و پیمایشی جمعآوری شده است. در تجزیهوتحلیل دادهها از مدلهایTopsis ،Vikor، Sar و روش ترکیبی (ادغام)، بهره گرفته شد. نتایج نشان میدهد، منطقه 2 در رتبه اول ، منطقة 1 در رتبة 2 ، منطقة 6 در رتبة 3 ، منطقة 3 در رتبة 4، منطقه 8 در رتبه 5، منطقه 7 در رتبه 6 و منطقة 4 در رتبة آخر (نامطلوبترین ) قرارگرفته است. در کل، مناطق هفتگانة این شهر از حیث سطح زیستپذیری کالبدی در شاخصهای کیفیت مسکن، زیرساخت، تحرک شهری و شکل شهری متفاوت است، بهطوریکه به لحاظ سطح مطلوبیت زیستپذیری کالبدی تنها مناطق 2و 1 در سطح مطلوبیت کامل و مناطق 8،3،6 و4 نامطلوبترین مناطق زیستپذیری کالبدی مشخص شد. ارائه راهکارهای چون بازآفرینی بافت فرسوده شهری، توسعه حمل و نقل ارزان و توسعه زیرساخت و دسترسی، بهبود ساخت و ساز گام مؤثری در مسیر زیستپذیری کالبدی است.