بهمن ادیب زاده
چکیده
در اسیبشناسی توسعه شهری ، یکی از مهمترین محدودیتهای اساسی عدم تحققپذیری طرحهای شهری است. در این پژوهش تلاش آن است که بازشناسی عدم موفقیت طرحهای توسعه شهری، نقش مشارکت شهروندی در تحققپذیری مورد ارزیابی قرارگیرد و درپی آن رویکرد مدل موازنه خواستهها بهعنوان یک مدل اجرایی را با عبارت طرح برد_برد در محله نعمت آباد در منطقه ...
بیشتر
در اسیبشناسی توسعه شهری ، یکی از مهمترین محدودیتهای اساسی عدم تحققپذیری طرحهای شهری است. در این پژوهش تلاش آن است که بازشناسی عدم موفقیت طرحهای توسعه شهری، نقش مشارکت شهروندی در تحققپذیری مورد ارزیابی قرارگیرد و درپی آن رویکرد مدل موازنه خواستهها بهعنوان یک مدل اجرایی را با عبارت طرح برد_برد در محله نعمت آباد در منطقه 19 کلان شهر تهران مورد توجه قراردهد. از سوی دیگر، الگوی موازنه خواستههای شهروندی یا بهعبارت دیگر روش برد- برد تلاش دارد تا با ایجاد توازن بین منافع کوتاهمدت و پایدار بلندمدت، زمینه تحققپذیری حداکثری طرحهای شهری را در بافتهای شهری محله برنامهریزی و اجرا نماید. روششناسی این پژوهش با بهرهگیری از اصول برنامهریزی مشارکتی و تشکیل کارگروههای مشورتی با شهروندان و انجام مصاحبههای عمیق و با مدل طوفان فکری، عوامل مؤثر بر عدم تمایل شهروندان به مشارکت، از جمله هزینههای اقتصادی، عوامل اجتماعی، مسئله زمین، الگوهای خاص زندگی و ضعف اجرایی قوانین، شناسایی و تحلیل شدهاست. در این ارتباط نتایج مصاحبهها، کدگذاری و مورد تحلیل قرارگرفته و سپس الگوی موازنه خواستهها نیز مورد ارزیابی و سپس بکارگیری الگوی برد _برد آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که روش مدل موازنه خواستهها در چهارچوب نظام وار مبتنی بر عواملی بنیادین همچون هزینه، ساختوساز استاندارد مشارکتپذیری شرایط محلی استوار است. از سوی دیگر نتایج این پژوهش نشان میدهد که اجراییسازی این مدل از طریق گامهای چون امکانسنجی و شناسایی سیستمهای موجود، تقابل خواستها، گروه ذینفعان طرحهای شهری و طراحی سیستم عملکردی جدید قابل صورتبندی است. بنابراین رویکرد برد-برد یا بهعبارت دیگر رویکرد مدل موازنه خواستهها با بهرهگیری از سازمانبخشی مشارکت شهروندی و پیوندی میان خواستههای مدیریت شهری و شهروندان فراهم شده و احساس رضایت فراهم میشود.
صادق الهیاری
چکیده
مدیریت تحول آفرین شهری یک مدیریت پویا با مشارکت همه ذینفعان شهری و درسطوح مختلف توسعه شهری، با هدف رفع چالشها و ایجاد تغییرات مثبت شهری توسط مدیران و ساکنان شهری است. این نوع مدیریرت دارای مؤلفههای مختلفی است. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفههای مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری درکلانشهر اهواز است. پژوهش حاضر از نظر هدف،کاربردی ...
بیشتر
مدیریت تحول آفرین شهری یک مدیریت پویا با مشارکت همه ذینفعان شهری و درسطوح مختلف توسعه شهری، با هدف رفع چالشها و ایجاد تغییرات مثبت شهری توسط مدیران و ساکنان شهری است. این نوع مدیریرت دارای مؤلفههای مختلفی است. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفههای مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری درکلانشهر اهواز است. پژوهش حاضر از نظر هدف،کاربردی و از نظرروش انجام، جزء روشهای کیفی و روش گراند تئوری است. ابزار گردآوری اطلاعات و دادهها، مصاحبه ساختاریافته است. جامعه آماری شامل مدیران و برنامهریزان شهری درکلانشهر اهواز بوده که به صورت نمونهگیری هدفمند و با اشباع نظری 15 کارشناس برای مصاحبهها انتخاب شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها و اطلاعات از تحلیل کیفی وکدگذاری مصاحبهها با نرم افزارمکسکیودا (MAXQDA) استفاده شد. نتایج پژوهش درمورد مؤلفههای مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری بااستفاده از کدگذاریها منجر به شناسایی 36 مفهوم در قالب کدگذاری باز، 13 مقوله محوری و مولفه فرعی در قالب کدگذاری محوری، 3 مقوله انتخابی ومؤلفه اصلی در قالب کدگذاری انتخابی شد. بر اساس کدگذاریهای صورت گرفته مؤلفههای مؤثر در ایجاد مدیریت تحول آفرین شهری اهواز شامل سه مؤلفه کلی ( تعامل و رهبری،فرایندهای توسعهای و آینده نگری و نوآوری مدیران و شهروندان) میباشند. نتایج مؤلفههای خرد نیز نشان داد که 13 مؤلفه خردمهم وجود دارد که مهمترین آنها مشارکت فراگیر شهروندان، شبکه سازی، آگاهی رسانی به شهروندان، رهبری در سطوح مختلف انسانی و جغرافیایی درکلانشهر اهواز هستند.
محمد نظری؛ کیانا اعتمادی؛ سید مجتبی قاضی میرسعید
چکیده
حکمروایی خوب شهری ازجمله اثربخشترین و پایدارترین رویکردهای مدیریت شهری محسوب شده که مبتنی بر توسعهای مردمسالارانه است. این رویکرد بر مفاهیمی مانند شفافیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری، پذیرا و پاسخده بودن، عدالت، مشارکت، اثربخشی و کارایی استوار است که این مفاهیم بهعنوان شاخصهای حکمروایی خوب شهری شناخته میشوند. پژوهش ...
بیشتر
حکمروایی خوب شهری ازجمله اثربخشترین و پایدارترین رویکردهای مدیریت شهری محسوب شده که مبتنی بر توسعهای مردمسالارانه است. این رویکرد بر مفاهیمی مانند شفافیت، پاسخگویی و مسئولیتپذیری، پذیرا و پاسخده بودن، عدالت، مشارکت، اثربخشی و کارایی استوار است که این مفاهیم بهعنوان شاخصهای حکمروایی خوب شهری شناخته میشوند. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی سیستم مدیریت شهری شهر سمنان در راستای سنجش شاخصهای حکمروایی خوب شهری و شناسایی نحوه عملکرد مدیران شهری در چارچوب این شاخصها گام برمیدارد. رویکرد این پژوهش مبتنی بر تحلیلهای کیفی است و از روشهای توصیفی و تحلیلی بهصورت توأمان استفاده میشود. همچنین ازنظر استراتژی پژوهش، از نوع پیمایشی و میدانی است. دادههای پژوهش از طریق مراجعه حضوری و در قالب 14 مصاحبه از کارشناسان و مدیران و شهروندان گردآوردی شده است. همچنین با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی نسبت به تحلیل دادههای مصاحبه اقدام شده و دستهبندی و شناسایی نقاط قوت و ضعف مدیریت شهری سمنان در چارچوب هر یک از شاخصهای حکمروایی خوب شهری بهتفصیل مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفت. درنهایت نتایج حاصل از ارزیابی مصاحبهها حاکی از آن بود که از میان شاخصهای حکمروایی خوب شهری، شاخص مشارکت با 64 درصد، شاخص پذیرا و پاسخدهی با 57 درصد و شاخص عدالت با 42 درصد نیازمند بازآفرینی و توجه بیشتری هستند؛ اما با اقدامات اخیر مدیران و سازمانهای دخیل در مدیریت شهری شهر سمنان، پیشرفتهای نسبی در راستای تحقق شاخصهای شفافیت، اثربخشی و کارایی دیده میشود.