مسعود صفایی پور؛ مجید گودرزی؛ علی اشکبوس؛ زهرا سلطانی؛ علی شجاعیان؛ مسعود صفایی پور
چکیده
تحقق شهر یادگیرنده بهعنوان رویکردی نوین در مدیریت شهری، نقش کلیدی در توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان دارد. این پژوهش با هدف تحلیل پیشرانهای کلیدی مدیریتی برای تحقق شهر یادگیرنده در شهر بندر ماهشهر و بررسی رابطه میان شاخصهای مدیریتی و ارتقای سطح آموزشی انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۸۴ شهروند و ۲۰ کارشناس بود که دادهها ...
بیشتر
تحقق شهر یادگیرنده بهعنوان رویکردی نوین در مدیریت شهری، نقش کلیدی در توسعه پایدار و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان دارد. این پژوهش با هدف تحلیل پیشرانهای کلیدی مدیریتی برای تحقق شهر یادگیرنده در شهر بندر ماهشهر و بررسی رابطه میان شاخصهای مدیریتی و ارتقای سطح آموزشی انجام شد. جامعه آماری شامل ۳۸۴ شهروند و ۲۰ کارشناس بود که دادهها با پرسشنامه و مصاحبه جمعآوری شدند. روشهای کمی و کیفی مانند تحلیل توصیفی، همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، تحلیل مسیر، مدلسازی معادلات ساختاری (SEM)، تحلیل ساختاری-تفسیری (ISM) و تحلیل میک مک (MICMAC) به کار رفت. نتایج نشان داد شاخصهای معنوی (36/0 β=) و دانشی (32/0 β=)) بیشترین تأثیر مستقیم و مثبت بر ارتقای آموزش داشتند. شاخصهای اجتماعی و اقتصادی نیز اثر مثبت داشتند ولی شاخصهای سیاسی و زیستمحیطی تأثیر مستقیم نداشتند و بهصورت واسطهای بر شاخصهای اجتماعی و معنوی تأثیر گذار بودند. تحلیل ISM ساختار سهسطحی پیشرانها را نشان داد: شاخصهای سیاسی و زیستمحیطی به عنوان پیشرانهای بنیادین، شاخصهای اجتماعی و اقتصادی شاخصهای واسط، و شاخصهای دانشی و معنوی شاخصهای نهایی بودند. نتایج MICMAC نیز این ساختار را تایید کرد. یافتهها اهمیت رویکرد چندبعدی در مدیریت شهری را تایید کرده و پیشنهاد میکند تقویت شاخصهای بنیادین سیاسی و زیستمحیطی، توسعه شاخصهای اجتماعی و اقتصادی، و تمرکز بر ابعاد معنوی و دانشی، موجب تسریع ارتقای آموزش و تحقق شهر یادگیرنده در بندر ماهشهر میشود. این مطالعه بستری علمی و عملی برای سیاستگذاری در شهرهای مشابه فراهم میکند.
مسعود صفایی پور؛ عقیل گنخکی
چکیده
افزایش شهرگرایی و جمعیت شهرنشینی در کشور بهطور روزافزون منجر به ایجاد چالشها و مسائل مختلف مانند کاهش کیفیت فضاهای شهری درنتیجه گسترش انواع آلودگیها و همچنین شهرسازی سریع و بدون توجه به مؤلفهها و ارزشهای فرهنگی و تاریخی شده است. مفهوم زیست پذیری بهعنوان رویکردی شناخته میشود که میتواند به بهبود کیفیت زندگی محیط شهری ...
بیشتر
افزایش شهرگرایی و جمعیت شهرنشینی در کشور بهطور روزافزون منجر به ایجاد چالشها و مسائل مختلف مانند کاهش کیفیت فضاهای شهری درنتیجه گسترش انواع آلودگیها و همچنین شهرسازی سریع و بدون توجه به مؤلفهها و ارزشهای فرهنگی و تاریخی شده است. مفهوم زیست پذیری بهعنوان رویکردی شناخته میشود که میتواند به بهبود کیفیت زندگی محیط شهری در ابعاد مختلف کمک نموده و درنهایت سبب افزایش مطلوبیت ساکنین شود. بر این اساس، این پژوهش باهدف ارزیابی زیست پذیری فضاهای عمومی شهر بوشهر با رویکرد ایرانی – اسلامی و به روش توصیفی تحلیلی انجامشده است. جامعه آماری موردنظر فضاهای عمومی شهر بوشهر است که به روش غیر تصادفی توسط کارشناسان و خبرگان مدیریت و برنامهریزی شهری انتخابشدهاند. بهمنظور تجزیهوتحلیل نتایج از روشهای تصمیمگیری چند معیاره تحلیل سلسهمراتبی برای وزن دهی به معیارها و روش کوپراس برای رتبهبندی فضاهای عمومی شهری بر اساس معیارهای موردنظر استفادهشده است. بر اساس نتایج، معیارهای "رعایت مقیاس انسانی در طراحی" و "دسترسی به فضاهای عمومی" به ترتیب با وزنهای 125/0 و 120/0 بیشترین اهمیت را داشته و در میان فضاهای عمومی موردبررسی، "پیاده راه لیان" و "فضاهای عمومی ساحلی" به ترتیب با وزنهای 860/0 و 747/0 بیشترین زیستپذیری را دارند. در ادامه و بهمنظور بهبود زیست پذیری این فضاها پیشنهادهای ارائهشده است.
مسعود صفایی پور؛ اقبال نصیری برم الوان
چکیده
بافتهای فرسوده شهری بخشی از شهرهای امروزی هستند که با مشکلات عدیدهای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، محیطی و مدیریتی مواجهاند. افت منزلت اجتماعی و اقتصادی و نابسامانیهای کارکردی و کالبدی این بافتها به همراه افت شدید کیفی محیط شهری از جمله دلایلی است که سیاستگذاران و برنامهریزان شهری را مجاب به ارائه راهبردهای ...
بیشتر
بافتهای فرسوده شهری بخشی از شهرهای امروزی هستند که با مشکلات عدیدهای در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، محیطی و مدیریتی مواجهاند. افت منزلت اجتماعی و اقتصادی و نابسامانیهای کارکردی و کالبدی این بافتها به همراه افت شدید کیفی محیط شهری از جمله دلایلی است که سیاستگذاران و برنامهریزان شهری را مجاب به ارائه راهبردهای نوینی در مواجهه با مسائل و مشکلات این بافتها کرده است. در این چارچوب، متأخرین و پذیرفتهترین رویکرد مداخله در ساماندهی بافتهای فرسوده، بازآفرینی معرفی شده است. هدف اصلی این پژوهش شناسایی پیشرانهای کلیدی مؤثر بر بازآفرینی بافتهای ناکارآمد، شهر بهبهان است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و با توجه به مؤلفههای مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن روش توصیفی – تحلیلی و دادهها و اطلاعات پژوهش با استفاده از مطالعات اسنادی و میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش متشکل از 18 نفر از خبرگان و متخصصان شهری به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. سپس 28 متغییر مؤثر بر بازآفرینی بافت های فرسوده شهر، شناسایی و با نرم افزار MICMAC مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داده است که از میان 28 نیروی پیشران، توانمندسازی ساکنین، تخصیص اعتبارات مالی در قالب وام مسکن، ترویج و بسط تابآوری شهری، مشارکت دادن مردم و گروههای ذینفع در تصمیمات، رعایت اصول و ضوابط شهرسازی، ایجاد ظرفیت جهت افزایش درآمد ساکنین بافت، توجه به بناهای باارزش قدیمی، بسترسازی جهت ورود بخش خصوصی جزو پیشرانهای کلیدی تأثیرگذار بر آینده بازآفرینی بافت فرسوده شهر بهبهان هستند.
مسعود صفایی پور؛ صفیه دامن باغ
چکیده
بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز نیز به عنوان نخستین هسته شکل گرفته و شهر اهواز، با مشکلاتی چون افول کیفیت کالبدی، مشکلات دسترسی و ترافیکی، تراکم و تمرکز بیش از حد جمعیت به علت ماهیت تجاری آن و سایر عوامل، همچنین با دارا بودن ارزشهای تاریخی به لحاظ داشتن بناهای تاریخی مهم در این محدوده و ارزشهای فرهنگی و مهمتر از همه به عنوان ...
بیشتر
بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز نیز به عنوان نخستین هسته شکل گرفته و شهر اهواز، با مشکلاتی چون افول کیفیت کالبدی، مشکلات دسترسی و ترافیکی، تراکم و تمرکز بیش از حد جمعیت به علت ماهیت تجاری آن و سایر عوامل، همچنین با دارا بودن ارزشهای تاریخی به لحاظ داشتن بناهای تاریخی مهم در این محدوده و ارزشهای فرهنگی و مهمتر از همه به عنوان قلب تپنده تجاری شهر، بحث مطالعه و برنامهریزیهای درست و با رویکرد پایدار را بیش از پیش طلب میکند. بنابراین، در این پژوهش سعی شد تا از رویکرد بازآفرینی در جهت شناسایی اولویت برنامهریزی بافتهای فرسوده مرکزی شهر اهواز بهره گرفته شود. این پژوهش از لحاظ روش شناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری دادههای توصیفی از اسناد کتابخانهای و برای گردآوری دادههای تحلیلی پژوهش به روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه از نظرات 40 نفر از کارشناسان و متخصصان حوزه برنامهریزی امور شهری اهواز استفاده شده است. جهت تحلیل دادههای پژوهش نیز از مدل تحلیل سلسله مراتبی دلفی فازیFDAHp و همچنین رگرسیون خطی در محیط نرمافزارSPSS استفاده شده است. براساس یافتههای پژوهش مشخص شد در وزنگذاری فازی نسبی برای ابعاد پژوهش، مؤلفه بازآفرینی اقتصادی بافت فرسوده مرکزی شهر اهواز حائز بیشترین وزن نسبی در این مرحله شده است و بازآفرینی فرهنگی نیز در رتبه دوم قرار دارد. در این مرحله مؤلفه بازآفرینی زیست محیطی از سوی کارشناسان با اولویت کمتری ارزیابی شده است. بنابراین از نظر کارشناسان شهر اهواز، بازآفرینی اقتصادی دغدغه اصلی برای اقدام به بازآفرینی در این بافت است.