سعدی محمدی
چکیده
کاهش آسیب پذیری از طریق افزایش تابآوری نواحی روستایی به عنوان راهکار اصلی حرکت در مسیر پایداری برای نواحی روستایی در عصر حاضر توسط برنامهریزان توسعه، مورد استقبال و برنامهریزی قرار گرفتهاست تا نواحی روستایی در برابر تهدیدها و فشارهای اقتصادی و طبیعی، مقاوم و سازگار گردند. در این راستا در پژوهش حاضر، توسعه گردشگری به ...
بیشتر
کاهش آسیب پذیری از طریق افزایش تابآوری نواحی روستایی به عنوان راهکار اصلی حرکت در مسیر پایداری برای نواحی روستایی در عصر حاضر توسط برنامهریزان توسعه، مورد استقبال و برنامهریزی قرار گرفتهاست تا نواحی روستایی در برابر تهدیدها و فشارهای اقتصادی و طبیعی، مقاوم و سازگار گردند. در این راستا در پژوهش حاضر، توسعه گردشگری به عنوان فعالیتی تحولزا در محیط روستایی بخش اورامان شهرستان سروآباد مورد بررسی قرارگرفته تا اثرگذاری توسعه این فعالیت در تغییرات وضعیت تابآوری منطقه شناسایی گردد. بدین منظور، با گردآوری دادهها به روش اسنادی در بخش نظری و پیمایشی؛ مبتنی بر توزیع پرسشنامه و مصاحبه در بخش میدانی، تأثیرات توسعه گردشگری در تغییرات سطح تابآوری محیط روستایی در دو دوره قبل و بعد از توسعه گردشگری در منطقه مورد مطالعه سنجیده شد. رویکرد حاکم بر پژوهش، رویکردی آمیخته از هر دو روش کمی و کیفی است. تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده در بخش کیفی به روش تکنیک تئوری بنیادی و در بخش کمی با آزمونهای آماری ویلکاکسون، تحلیل مسیر و رگرسیون نشان دادند که میانگین سطح تابآوری روستاهای منطقه در سطح معنیداری 05/0 از میانگین برابر 81/2 دوره قبل به 95/2 در دوره بعد، رسیدهاست. بنابراین، میتوان اظهار کرد که گردشگری موجب بهبود سطح تابآوری روستاهای مورد مطالعه شده ، اما این بهبود وضعیت نسبی، شکننده و محدود است تا بتوان پیبرد که ضعفها و موانعی، پیشروی اثرگذاری مطلوب گردشگری در بهبود سطح تابآوری روستاهای منطقه وجود دارد. در مجموع نیز، 62 مانع یا چالش، پیشروی توسعه مطلوب گردشگری در روستاهای منطقه مورد مطالعه وجود دارد که در قالب چهار عاملی اصلی نارساییهای مدیریتی، ضعف برنامهریزی و کمبود خدمات و امکانات مورد نیاز جهت توسعه گردشگری در منطقه؛ ضعف در تأمین منابع مالی و فضای امنیتی حاکم بر روستاهای منطقه؛ نارساییهای اجتماعی و فضای نامناسب کسب و کار و ضعف در بازاریابی و آموزش و کمبود تقاضا جهت توسعه گردشگری در روستاهای منطقه خلاصه شدند.
سعدی محمدی؛ زهرا حکیمی نیا
چکیده
پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و ماهیت کمی-کیفی و با هدف آسیبشناسی توسعه گردشگری رویداد محور در روستای ینگیجه به عنوان روستایی با توان و ظرفیتهای فراوان در این عرصه و روستای هدف گردشگری تالاب زریوار به عنوان دومین محور مهم توسعه گردشگری روستایی استان کردستان انجام گرفته است. گردآوری دادهها به روش پیمایشی با نگرش جامع مبتنی ...
بیشتر
پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و ماهیت کمی-کیفی و با هدف آسیبشناسی توسعه گردشگری رویداد محور در روستای ینگیجه به عنوان روستایی با توان و ظرفیتهای فراوان در این عرصه و روستای هدف گردشگری تالاب زریوار به عنوان دومین محور مهم توسعه گردشگری روستایی استان کردستان انجام گرفته است. گردآوری دادهها به روش پیمایشی با نگرش جامع مبتنی بر ماهیت پیچیده و سیستمی فعالیتهای گردشگری، مبتنی بر برگزاری جلسات بحث مشارکتی گروهی در روستا با حضور ذینفعان، مشاهده مستقیم وضع موجود، مصاحبههای عمیق و باز، تشکیل گروه دلفی و تجزیه و تحلیل آنها با تکنیک تئوری بنیادی و تکنیک تحلیل سلسله مراتبی نشان دادند که در راستای تبدیل روستای ینگیجه به روستایی با برند گردشگری رویداد محور و توسعه آن دو بخش عمده موانع و چالشها مبتنی بر بخش موانع و چالشهای عمومی توسعه گردشگری و بخش ویژه، مبتنی بر توسعه گردشگری رویداد محور از سطح محلی تا سطح مدیریت گردشگری استانی نقشآفرین هستند. در بخش عمومی توسعه گردشگری؛ ضعف در زیرساختها و خدمات گردشگری، ضعف در بازاریابی، ضعف در آموزش، عدم حفاظت و تنوع بخشی به جاذبهها، ضعف در برنامهریزی، نظارت و عملکرد نهادهای دولتی، فضای نامناسب کسب و کار و نارساییهای مرتبط با نیازها و عملکرد گردشگران در قالب 47 متغیر یا مانع و چالش و در بخش تخصصی توسعه گردشگری رویداد نیز ضعف در تأمین و جریان مالی، تبلیغات تخصصی و برجستهسازی، تجربه گرایی و خلاقیت محوری و برنامهریزی و مدیریت رویدادها در قالب 23 مانع و چالش که مهمترین موانع پیش روی توسعه گردشگری رویداد محور روستای ینگیجه شناخته شدند. همچنین؛ در بخش توسعه گردشگری عمومی ضعف در برنامهریزی، نظارت و عملکرد نهادهای دولتی، فضای نامناسب کسب و کار و ضعف های مرتبط با آموزش و اطلاع رسانی و در بخش تخصصی مرتبط با توسعه گردشگری رویداد محور نیز ضعف در برنامهریزی و مدیریت رویدادها، عدم حرکت به سمت تجربه گرایی و خلاقیت محوری و ضعف در تبلیغات تخصصی و برجستهسازی در میان موانع شناسایی شده دارای بیشترین اهمیت در شکلگیری وضعیت نامناسب موجود، شناخته شدند.
محمد اجزا شکوهی؛ سعدی محمدی؛ الهام داوری؛ چنور محمدی؛ مجید اکبری
چکیده
امروزه زیستپذیری گفتمانی نیرومند را در توسعۀ شهری و طراحی شهری ایجاد میکند که در پیشینۀ برنامهریزی شهری رواج پیدا کرده است. زیستپذیری شهری از یک طرف گواه تاثیر و جذابیت قوی شهر است و از سوی دیگر ارتباطات و آثار شهری را از طریق جذب سرمایهگذاری بیشتر و منابع انسانی و فرهنگی شدت میبخشد. از این رو، زیستپذیری شهر با شهر ...
بیشتر
امروزه زیستپذیری گفتمانی نیرومند را در توسعۀ شهری و طراحی شهری ایجاد میکند که در پیشینۀ برنامهریزی شهری رواج پیدا کرده است. زیستپذیری شهری از یک طرف گواه تاثیر و جذابیت قوی شهر است و از سوی دیگر ارتباطات و آثار شهری را از طریق جذب سرمایهگذاری بیشتر و منابع انسانی و فرهنگی شدت میبخشد. از این رو، زیستپذیری شهر با شهر سالم، شهر اکولوژیک و توسعه پایدار شهری ارتباط تنگاتنگی دارد. این پژوهش به دلیل ایجاد درک و دانش کاربردی برای مسئولان، مدیران برنامهریزی شهری کلانشهر مشهد در زمینۀ شناسایی و سطحبندی عوامل کلیدی و اثرگذار بر زیستپذیری شهری، از حیث هدفگذاری کاربردی، از حیث روش، توصیفی تحلیلی و از منظر روش جمعآوری داده، ترکیبی از روش اسنادی- پیمایشی است. برای انجام دادن این پژوهش با بررسی جامع پژوهش و همچنین با استفاده از نظر متخصصان، 22 عوامل موثر بر زیستپذیری در سه ابعاد شناسایی شدند؛ سپس با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری و با استفاده از ابزار پرسشنامه، عوامل موثر در هشت گروه سطح بندی شدند. درادامه، پس از تشخیص سطوح هریک از عوامل و همچنین با در نظرگرفتن ماتریس در دسترس پذیری نهایی، مدل نهایی ساختار تفسیری ترسیم میشود .براساس نتایج، عواملی مانند توزیع عادلانه امکانات و خدماتزیرساختی، ایجاد حمل و نقل مطلوب و متنوع، تامین نیازهای روزمره، ایجاد اشتغال و درآمد پایدار، توسعۀ کاربریهای مختلط و تنوع و خلاقیت شهری، در ارتباط با موضوع زیستپذیری در کلانشهر مشهد، جزو متغیرهای کلیدی و تاثیرگذار هستند.
سعدی محمدی؛ چنور محمدی؛ امجد هدایت
چکیده
در میان شاخصهای مختلف توسعه، شاخص بهداشت از مهمترین شاخصهای پیشرفت هر کشور به شمار میآید و میزان موفقیت برنامههای توسعه ملی نیز تا اندازه زیادی در گرو دستیابی به هدفهای این بخش است. نابرابری در بهداشت و درمان در بین مناطق، بیانگر اختلاف و تفاوتها در میزان توسعه امکانات بهداشتی و درمانی در بین شهرها، روستاها، مناطق ...
بیشتر
در میان شاخصهای مختلف توسعه، شاخص بهداشت از مهمترین شاخصهای پیشرفت هر کشور به شمار میآید و میزان موفقیت برنامههای توسعه ملی نیز تا اندازه زیادی در گرو دستیابی به هدفهای این بخش است. نابرابری در بهداشت و درمان در بین مناطق، بیانگر اختلاف و تفاوتها در میزان توسعه امکانات بهداشتی و درمانی در بین شهرها، روستاها، مناطق و کشورها میباشد. هدف این پژوهش بررسی پراکنش فضایی شاخص بهداشتی- درمانی در شهرستانهای استان کرمانشاه و مشخص شدن شهرستانهای برخوردار و محروم در شاخص بهداشتی – درمانی میباشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش انجام، توصیفی– تحلیلی و جامعهی آماری آن 14 شهرستان استان کرمانشاه میباشد. دادههای مورد نیاز از سرشماری عمومی نفوس و مسکن و سالنامه آماری 1394 استان کرمانشاه استخراج شده است. به منظور تعیین سطح توسعه شهرستانهای استان، 41 متغیر در بخش بهداشتی – درمانی که سرانه سازی شدهاند برای تعیین اهمیت هر یک از متغیرها از روش آنتروپی شانون استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل از مدلهای کمیSAW و TOPSIS و برای ادغام نتایج از روشهای میانگین رتبهها، بردا و کپلند استفاده و همچنین برای بررسی همبستگی بین نرخ شهرنشینی و فاصله از مرکز استان با وضعیت توسعه خدمات بهداشتی- درمانی از همبستگی پیرسون استفاده شده است نتایج پژوهش نشان میدهد چهار شهرستان قصرشیرین، پاوه، سنقر و کرمانشاه در رتبههای اول تا چهارم و توسعهیافته هستند، سه شهرستان جوانرود، کنگاور و صحنه در رتبههای پنجم تا هفتم و در سطح نیمه توسعهیافته، پنج شهرستان دالاهو، هرسین، گیلانغرب، اسلام آبادغرب و سرپل ذهاب در رتبههای هشتم تا دوازدهم و درحال توسعه هستند و دو شهرستان روانسر و ثلاثباباجانی در رتبههای سیزده و چهارده و محروم از توسعه هستند. با توجه به نتایج مشخص شد در توزیع خدمات بهداشت و درمان و میزان برخورداری در سطح شهرستانهای استان کرمانشاه، تفاوت و نابرابری وجود دارد و وضعیت شهرستانها نسبت به هم متفاوت است و دیگر پژوهش حاکی از آن است بین نرخ شهرنشینی و فاصله از مرکز با وضعیت توسعه خدمات بهداشتی- درمانی همبستگی وجود ندارد.