سمانه دهقان؛ حامد بیتی؛ فرهاد احمدنژاد؛ آزیتا بلالی اسکوئی
چکیده
طراحی مسکن مطلوب نیازمند شناخت دقیق کاربران و درک تغییرات نیازهای آنان در بسترهای اجتماعی و فرهنگی است. یکی از عوامل مؤثر در این زمینه، تفاوتهای بیننسلی است که بر شکلگیری ترجیحات فضایی و کالبدی ساکنان تأثیر میگذارد. هدف این پژوهش، تبیین ترجیحات کالبدی معماری در حوزه مسکن با تمرکز بر نقش تفاوتهای میاننسلی در شهرستان ارومیه ...
بیشتر
طراحی مسکن مطلوب نیازمند شناخت دقیق کاربران و درک تغییرات نیازهای آنان در بسترهای اجتماعی و فرهنگی است. یکی از عوامل مؤثر در این زمینه، تفاوتهای بیننسلی است که بر شکلگیری ترجیحات فضایی و کالبدی ساکنان تأثیر میگذارد. هدف این پژوهش، تبیین ترجیحات کالبدی معماری در حوزه مسکن با تمرکز بر نقش تفاوتهای میاننسلی در شهرستان ارومیه است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی بوده و با رویکرد کمی انجام شده است. دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و پیمایش میدانی گردآوری شده و ابزار اصلی، پرسشنامهای محققساخته بوده که روایی آن به تأیید خبرگان و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۰.۹۰۲ تثبیت شده است. جامعه آماری شامل چهار نسل ساکن ارومیه (ازدیاد اولاد، نسل X، نسل هزاره و نسلZ ) است. حجم نمونه ۳۸۴ نفر بوده که با روش نمونهگیری طبقهای–خوشهای انتخاب شدهاند. تحلیل دادهها با نرمافزار SPSS و آزمونهای ANOVA، ANCOVA و رگرسیون چندمتغیره انجام شد. یافتهها نشان میدهد سازگاری درونی گویهها مطلوب است و تفاوت معناداری میان نسلها در ترجیحات کالبدی مسکن وجود دارد (74/18 F=، 10/0p<. این تفاوتها بهویژه در ابعاد کالبدی - عملکردی و کالبدی - محیطی برجسته است. نسلهای جوانتر تمایل بیشتری به انعطافپذیری فضایی، عملکردهای چندگانه و هوشمندسازی دارند و نسلهای مسنتر بر سلسلهمراتب فضایی، حریم و تفکیک عملکردی تأکید میکنند. همچنین نتایج نشان میدهد متغیر نسل حتی با کنترل عوامل اقتصادی - اجتماعی، همچنان اثر معناداری بر ترجیحات کالبدی مسکن دارد و به عنوان قویترین پیشبینیکننده ترجیحات کالبدی شناسایی شد.