فاطمه پیری؛ سعید امانپور؛ ابوالفضل مشکینی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سرمایهگذاری مناسب مسکن در شهر اهواز براساس موانع و سیاستهای تشویقی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی، از لحاظ ماهیت تحقیق اکتشافی و تبیینی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری دادهها از مطالعات کتابخانهای، میدانی و به منظور تدوین الگوی مناسب سرمایهگذاری مسکن ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سرمایهگذاری مناسب مسکن در شهر اهواز براساس موانع و سیاستهای تشویقی انجام شده است. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی، از لحاظ ماهیت تحقیق اکتشافی و تبیینی و از نظر شیوه اجرا توصیفی- تحلیلی است. برای گردآوری دادهها از مطالعات کتابخانهای، میدانی و به منظور تدوین الگوی مناسب سرمایهگذاری مسکن در شهر اهواز از روش مصاحبه از کارشناسان (روش دلفی) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از روش تحلیل محتوا و نرمافزار ATLAS TI استفاده شده است. براساس یافتههای حاصل از مصاحبه و پرسشگری مهمترین چالشها و موانع دستیابی به الگوی مطلوب سرمایهگذاری مسکن مسائل زیستمحیطی و بحرانهای آبی و خشکسالی است. در نقطه مقابل برخی سیاستها و فرصتها نظیر؛ تغییر نحوه دریافت اجرت معامله در بنگاههای املاک به هزینه ثابت اجرت معامله، تملک اراضی قهوهای و انتقال بخشهای انبار و صنعتی آنها به خارج از محدوده شهر جهت ایجاد ظرفیت داخلی شهر برای توسعه مسکن بهمنزله سیاستها و فرصتهایی هستند که در صورت اجرا و شناخت هر یک از این موارد میتواند به نوعی بازار مسکن را تحت کنترل قراردهد. در حالی که در کشورهای دیگر معیارهای مختلفی برای مکانیابی مناسب مسکن وجود دارد؛ یکی از موفقترین آنها معیارهای مقرون به صرفگی است. در این معیارها، علاوه بر معیارهای فیزیکی، به معیارهای اجتماعی، فرهنگی، پایداری زیستی مجتمعهای حمایتی، ارتقاء کیفیت زندگی ساکنین و در نهایت برقراری عدالت اجتماعی فضایی نیز توجه می شود.
ابوالفضل مشکینی؛ الهام امیر حاجلو
چکیده
پروژههای توسعه شهری به عنوان فرایند سیاسی قدرتمند و نوآورانه برآمده از پروژه نئولیبرالیسم جهانی ذیل توسعه نابرابر جغرافیایی با سرپوش گذاشتن بر روی مناسبات واقعی اجتماعی نضج مییابد و در معارضه گروههای همسود که هیچیک حاضر به کنارهگیری از منافع خود نیستند، نفوذ میکند. هدف از این مقاله شفاف ساختن چگونگی تداوم تصاحب رانت ...
بیشتر
پروژههای توسعه شهری به عنوان فرایند سیاسی قدرتمند و نوآورانه برآمده از پروژه نئولیبرالیسم جهانی ذیل توسعه نابرابر جغرافیایی با سرپوش گذاشتن بر روی مناسبات واقعی اجتماعی نضج مییابد و در معارضه گروههای همسود که هیچیک حاضر به کنارهگیری از منافع خود نیستند، نفوذ میکند. هدف از این مقاله شفاف ساختن چگونگی تداوم تصاحب رانت از طریق تحول در سیاستها و پروژههای توسعه شهری در سه دهۀ اخیر در کلانشهر تهران است. روششناسی این مقاله مبتنی بر فلسفه رئالیسم انتقادی است و با رویکردی بازاندیشانه به قدرت و پیامدهای آن در برنامهریزی شهری و ماهیت طبقاتی پروژههای توسعه شهری توجه میکند. یافتهها نشان داد رابطه ساختاری بین «پروژههای توسعه شهری» و قطبی شدن در کلانشهر تهران وجود دارد. پروژههای توسعه شهری به عنوان شیوه جدیدی از تولید محیط مصنوع، به منافع اقتصادی خاص که سازگار با استراتژی انباشت رانت اولویت میدهد و تا حد زیادی از منافع و اولویتهای گروههای اجتماعی بیقدرت از جمله فقرای شهری و طبقات کمدرآمد صرفه نظر میکند. علاوه بر این، پروژههای توسعه شهری به اجرا درآمده در کلانشهر سطح بالایی از شکاف اجاره و رانت و افزایش قیمت زمین ایجاد میکند که به اعیانیسازی با شخصیتی سوداگرانه و رانتجویانه منتهی میشوند.